يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
16
مجموعه مصنفات شيخ اشراق
بر جهتى باشد از آن محدّد « 1 » ديگر ، پس بيرون ايشان جهتى « 2 » باشد و محدّدى بايد ايشان را . پس ايشان محدّد « 3 » نباشند ، [ و نيز دو شكل گرد بىفرجه با هم نتواند آمد ] « 4 » « 5 » ، پس در ميان دو محدّد « 6 » خلأ افتد و خلأ محالست . ( 18 ) و نشايد كه يك « 7 » نوع جسم را دو مكان باشد ، كه اگر چنين باشد اقتضاى هيچ يك نكند ، كه هر دو او را برابر باشند . پس سوى هيچ نجنبد ، و چون بطبع از يك سوى مىجنبد پس مكانش يكيست . و مركّب ميل بسوى « 8 » مكان غالب كند . و مركّب معتدل از چهار عنصر نشايد كه باشد ، زيرا كه در ميان هر چهار حدّى مشترك نيست « 9 » [ كه به نسبت دورى او هر چهار يكسان باشد ] « 10 » تا آنجا بايستد « 11 » ، و سوى هيچ يكى از مكان چهارگانه « 12 » ميلش ننمايد پس اقتضاى هيچ مكان نكند و اين نشايد . ( 19 ) و بدان كه متحرّكات « 13 » بر سه قسماند : متحرّك بر وسط ، و متحرّك از وسط و متحرّك بسوى وسط . اول هم چون افلاك ، كه ايشان را حركت دورى باشد بر « 14 » گرد مركز و راست نشايد كه « 15 » بجنبد . و هر چه راست جنبد « 16 » اگر بطبع از جهت ميان بسوى « 17 » بالا جنبد گرماش « 18 » لازم آيد ، و اگر بطبع بسوى ميان جنبد سرماش « 19 » ، و اجرام عنصرى كه حركت راست كنند ازين دو خالى نباشند « 20 » ، و هر جسمى « 21 » كه حركت راست پذيرد پارهپذير
--> ( 1 ) محدد : مجرد F ( 2 ) جهتى : + باشد SH ( 3 ) محدد : مجرد F ( 4 ) و نيز دو شكل گرد . . . نتواند آمد : - F ( 5 ) نتواند : نتوانند S ( 6 ) محدد : مجرد F ( 7 ) يك : - SHF ( 8 ) بسوى : سوى SH ( 9 ) نيست : هست F ( 10 ) كه به نسبت . . . باشد : - F ( 11 ) بايستد : ببسته F ( 12 ) چهارگانه : چهارگونه SH ( 13 ) متحركات : محركات H ( 14 ) بر : از SHF ( 15 ) نشايد كه : - F ( 16 ) و هر چه راست جنبد : - F ( 17 ) بسوى : سوى SH ( 18 ) گرماش : گرمايش SH ( 19 ) سرماش : سرد F ، سرد باشد S ( 20 ) نباشند : نباشد F ( 21 ) جسمى : جسم SH